احادیث مربوط به بیماری از کتاب صحیح بخاری شریف
آنچه دربارۀ كفارۀ گناهان بيمار، آمده است
1926- «عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ وَأَبِي هُرَيْرَةَ رَضي اللَّه عنهما عَنِ النَّبِيِّ ﷺ قَالَ: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلا وَصَبٍ، وَلا هَمٍّ وَلا حُزْنٍ، وَلا أَذًى وَلا غَمٍّ، حَتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا، إِلاَّ كَفَّرَ اللَّهُ بِهَا مِنْ خَطَايَاهُ»». (بخارى: 5642)
ترجمه: «ابوسعید خدری و ابو هریره رَضي اللَّه عنهما میگویند: نبی اكرم ﷺ فرمود: «مسلمان, دچار هیچگونه خستگی, بیماری، نگرانی، ناراحتی، گرفتاری و غمی نمیشود مگر اینكه خداوند به وسیله آنها، گناهانش را میبخشد. حتی خاری كه به پایش میخلد» (باعث كفاره گناهانش میشود)».
1927- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ : «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ الْخَامَةِ مِنَ الزَّرْعِ، مِنْ حَيْثُ أَتَتْهَا الرِّيحُ كَفَأَتْهَا، فَإِذَا اعْتَدَلَتْ، تَكَفَّأُ بِالْبَلاءِ، وَالْفَاجِرُ كَالأَرْزَةِ، صَمَّاءَ مُعْتَدِلَةً، حَتَّى يَقْصِمَهَا اللَّهُ إِذَا شَاءَ»». (بخارى: 5644)
ترجمه: «ابوهریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: رسول الله ﷺ فرمود: «مثال مؤمن, مانند ساقه گیاهی است كه از هر طرف, بادی به سراغاش میآید و او را كج میكند. و هنگامی كه باد، آرام میگیرد، راست میشود. (همیشه در بلا و مصیبت بسر میبرد و این مصیبتها باعث كفاره گناهاناش میگردند). اما فرد فاجر، مانند درخت كاج، سخت و استوار است تا اینكه مرگاش فرا میرسد و خداوند او را نابود میگرداند». (یعنی كمتر دچار گرفتاری میشود)».
1928- «وَعَنْهُ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ : «مَنْ يُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَيْرًا، يُصِبْ مِنْهُ»». (بخارى: 5645)
ترجمه: «همچنین ابوهریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: رسول الله ﷺ فرمود: «به هركس كه خداوند اراده خیر داشته باشد, او را گرفتار بلا میسازد»».
شدت بيماري
1929- «عَنْ عَائشَةَ رَضي اللَّه عنها قَالَتْ: مَا رَأَيْتُ أَحَدًا أَشَدَّ عَلَيْهِ الْوَجَعُ مِنْ رسول الله ﷺ ». (بخارى: 5646)
ترجمه: «عایشه رَضي اللَّه عنها میگوید: «كسی را ندیدم كه بیماریاش از بیماری رسول الله ﷺ شدیدتر باشد»».
1930- «عَنْ عبدالله رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: أَتَيْتُ النَّبِيَّ ﷺ فِي مَرَضِهِ وَهُوَ يُوعَكُ وَعْكًا شَدِيدًا، وَقُلْتُ: إِنَّكَ لَتُوعَكُ وَعْكًا شَدِيدًا، قُلْتُ: إِنَّ ذَاكَ بِأَنَّ لَكَ أَجْرَيْنِ؟ قَالَ: «أَجَلْ، مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُصِيبُهُ أَذًى إِلاَّ حَاتَّ اللَّهُ عَنْهُ خَطَايَاهُ، كَمَا تَحَاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ»». (بخارى: 5647)
ترجمه: «عبدالله بن مسعود رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: «در دوران بیماری نبی اكرم ﷺ در حالی كه به شدت, تب بود، نزد ایشان رفتم و گفتم: شما به شدت، تب میشوید. شاید به این خاطر است كه به شما دو پاداش میرسد؟ فرمود: «بلی, هر مسلمانی كه به مصیبتی، گرفتار آید, خداوند گناهانش را میریزد همانگونه كه برگ درختان، میریزند»».
فضيلت كسي كه بيهوش شود
1931- «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُمَا : أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ: أَلاَ أُرِيكَ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ؟ قُلْتُ: بَلَى، قَالَ: هَذِهِ الْمَرْأَةُ السَّوْدَاءُ، أَتَتِ النَّبِيَّ ﷺ فَقَالَتْ: إِنِّي أُصْرَعُ، وَإِنِّي أَتَكَشَّفُ، فَادْعُ اللَّهَ لِي. قَالَ: «إِنْ شِئْتِ صَبَرْتِ وَلَكِ الْجَنَّةُ، وَإِنْ شِئْتِ دَعَوْتُ اللَّهَ أَنْ يُعَافِيَكِ». فَقَالَتْ: أَصْبِرُ، فَقَالَتْ: إِنِّي أَتَكَشَّفُ، فَادْعُ اللَّهَ لِي أَنْ لا أَتَكَشَّفَ، فَدَعَا لَهَا». (بخارى: 5652)
ترجمه: «از ابن عباس رَضِیَ اَللهُ عَنْهُمَا روایت است كه به یكی از یارانش گفت: آیا زنی بهشتی به تو نشان ندهم؟ گفت: بلی. ابن عباس گفت: این زن سیاه، نزد نبی اكرم ﷺ آمد و گفت: من بیهوش میشوم و برهنه میگردم. لذا نزد خداوند برایم دعا كن ـ تا این مشكلام بر طرف گرددـ . پیامبر خدا ﷺ فرمود: اگر میخواهی, صبر كن. و در عوض، به بهشت میروی. و گر نه از خداوند میخواهم تا تو را شفا دهد». گفت: صبر میكنم. اما من برهنه میشوم. نزد خداوند, دعا كن تا برهنه نشوم. پس رسول خدا ﷺ برایش دعا كرد تا برهنه نشود».
فضيلت كسي كه بينايياش را از دست بدهد
1932- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ ﷺ يَقُولُ: «إِنَّ اللَّهَ قَالَ: إِذَا ابْتَلَيْتُ عَبْدِي بِحَبِيبَتَيْهِ، فَصَبَرَ، عَوَّضْتُهُ مِنْهُمَا الْجَنَّةَ». يُرِيدُ: عَيْنَيْهِ». (بخارى: 5653)
ترجمه: «انس بن مالک رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: شنیدم كه نبی اكرم ﷺ میگفت: «خداوند متعال فرمود: هرگاه، بندهام را با گرفتن چشمهایش، مورد آزمایش قرار دهم, در عوض آنها، به او بهشت عنایت میكنم»».
عيادت بيمار
1933- «عَنْ جَابِرٍ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: جَاءَنِي النَّبِيُّ ﷺ يَعُودُنِي لَيْسَ بِرَاكِبِ بَغْلٍ وَلا بِرْذَوْنٍ». (بخارى: 5664)
ترجمه: «جابر بن عبدالله رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: نبی اكرم ﷺ بدون اینكه بر اسب و یا قاطری، سوار باشد (پیاده) به عیادت من آمد».
آه و ناله اي كه براي بيمار، جايز است
1934- «عَنْ عَائشَةَ رَضي اللَّه عنها : أَنَّهَا قَالَتْ: وَا رَأْسَاهْ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ﷺ : «ذَاكِ لَوْ كَانَ وَأَنَا حَيٌّ، فَأَسْتَغْفِرَ لَكِ، وَأَدْعُوَ لَكِ». فَقَالَتْ عَائِشَةُ: وَا ثُكْلِيَاهْ، وَاللَّهِ إِنِّي لأَظُنُّكَ تُحِبُّ مَوْتِي، وَلَوْ كَانَ ذَاكَ لَظَلِلْتَ آخِرَ يَوْمِكَ مُعَرِّسًا بِبَعْضِ أَزْوَاجِكَ. فَقَالَ النَّبِيُّ ﷺ : «بَلْ أَنَا، وَا رَأْسَاهْ، لَقَدْ هَمَمْتُ أَوْ أَرَدْتُ أَنْ أُرْسِلَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ وَابْنِهِ، وَأَعْهَدَ أَنْ يَقُولَ الْقَائِلُونَ، أَوْ يَتَمَنَّى الْمُتَمَنُّونَ، ثُمَّ قُلْتُ: يَأْبَى اللَّهُ، وَيَدْفَعُ الْمُؤْمِنُونَ أَوْ يَدْفَعُ اللَّهُ، وَيَأْبَى الْمُؤْمِنُونَ»». (بخارى: 5666)
ترجمه: «از عایشه رَضي اللَّه عنها روایت است كه گفت: وای سرم. رسول الله ﷺ فرمود: «اگر اتفاقی برایت بیفتد و من زنده باشم, برایت طلب مغفرت و دعا میكنم». عایشه رَضي اللَّه عنها گفت: ای وای, سوگند به خدا, گمان میكنم كه تو مرگام را دوست داری و اگر اتفاقی بیفتد، در پایان روز، نزد یكی از همسرانت میروی و با او همبستر میشوی. نبی اكرم ﷺ فرمود: «بلكه وای سرم. همانا تصمیم گرفتم شخصی را نزد ابوبكر و پسرش بفرستم و وصیت كنم تا مبادا كسی چیزی بگوید و یا آرزویی در سر بپروراند. سپس با خود گفتم: خداوند بجز این، چیز دیگری را نمیپذیرد. و مؤمنین هم بجز این، چیز دیگری را قبول نمیكنند»».
آيا بيمار ميتواند آرزوي مرگ كند؟
1935- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ﷺ : «لاَ يَتَمَنَّيَنَّ أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ مِنْ ضُرٍّ أَصَابَهُ، فَإِنْ كَانَ لا بُدَّ فَاعِلاً، فَلْيَقُلِ: اللَّهُمَّ أَحْيِنِي مَا كَانَتِ الْحَيَاةُ خَيْرًا لِي، وَتَوَفَّنِي إِذَا كَانَتِ الْوَفَاةُ خَيْرًا لِي»». (بخارى: 5671)
ترجمه: «انس بن مالک رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: نبی اكرم ﷺ فرمود: «هیچ یک از شما به خاطر مصیبتی كه به آن گرفتار میشود, آرزوی مرگ نكند. اما اگر چارهای جز این ندارد, بگوید: خدایا! تا زمانی كه زندگی به نفع من است, مرا زنده نگه دار و هنگامیكه مرگ به نفع من است مرا بمیران»».
1936- «عَنْ خَبَّابٍ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ : أَنَّهُ اكْتَوَى سَبْعَ كَيَّاتٍ، فَقَالَ: إِنَّ أَصْحَابَنَا الَّذِينَ سَلَفُوا مَضَوْا، وَلَمْ تَنْقُصْهُمُ الدُّنْيَا، وَإِنَّا أَصَبْنَا مَا لا نَجِدُ لَهُ مَوْضِعًا إِلاَّ التُّرَابَ، وَلَوْلا أَنَّ النَّبِيَّ ﷺ نَهَانَا أَنْ نَدْعُوَ بِالْمَوْتِ لَدَعَوْتُ بِهِ». (بخارى :5672)
ترجمه: «خباب رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ كه بدنش را هفت جا داغ كرده بود, میگوید: «یاران گذشته ما بدون اینكه دنیا از اجر و پاداش آنان بكاهد، رحلت كردند. اما ما به اندازهای مال و دنیا به دست آوردهایم كه جایی بجز خاک برای آن نمییابیم (فقط در ساختن ساختمان از آن، استفاده میكنیم). و اگر نبی اكرم ﷺ ما را از تقاضای مرگ باز نمیداشت, دعای مرگ میكردم»».
1937- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ قَالَ: سَمِعْتُ رسول الله ﷺ يَقُولُ: «لَنْ يُدْخِلَ أَحَدًا عَمَلُهُ الْجَنَّةَ». قَالُوا: وَلا أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «لاَ، وَلا أَنَا إِلاَّ أَنْ يَتَغَمَّدَنِي اللَّهُ بِفَضْلٍ وَرَحْمَةٍ، فَسَدِّدُوا وَقَارِبُوا، وَلا يَتَمَنَّيَنَّ أَحَدُكُمُ الْمَوْتَ، إِمَّا مُحْسِنًا فَلَعَلَّهُ أَنْ يَزْدَادَ خَيْرًا، وَإِمَّا مُسِيئًا فَلَعَلَّهُ أَنْ يَسْتَعْتِبَ»». (بخارى: 5673)
ترجمه: «ابوهریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: شنیدم كه رسول الله ﷺ میفرمود: «هیچ كس را عملش وارد بهشت نمیكند». صحابه گفتند: حتی شما را ای رسول خدا؟ فرمود: «نه, حتی مرا (هم وارد بهشت نمیكند) مگر اینكه فضل و رحمت الهی شامل حالم شود. پس راه راست را بدون افراط وتفریط, در پیش بگیرید و میانه روی كنید و هیچ یک از شما آرزوی مرگ نكند. زیرا اگر نیكوكار است شاید به نیكیهایش بیفزاید. و اگر بدكار است, شاید از كارهایش توبه كند»».
دعاي عيادت بيمار
1938- «عَنْ عَائشَةَ رَضي اللَّه عنها : أَنَّ رسول الله ﷺ كَانَ إِذَا أَتَى مَرِيضًا أَوْ أُتِيَ بِهِ، قَالَ: «أَذْهِبِ الْبَاسَ رَبَّ النَّاسِ، اشْفِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لا شِفَاءَ إِلاَّ شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لا يُغَادِرُ سَقَمًا»». (بخارى: 5675)
ترجمه: «عایشه رَضي اللَّه عنها میگوید: هرگاه، رسول خدا ﷺ نزد بیماری میرفت و یا بیماری را نزد او میآوردند, میفرمود: «أَذْهِبِ الْبَاسَ رَبَّ النَّاسِ، اشْفِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لا شِفَاءَ إِلاَّ شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لا يُغَادِرُ سَقَمًا». یعنی ای پروردگار مردم! بیماریاش را برطرف ساز و چنان شفایی عنایت كن كه هیچگونه بیماریای باقی نماند. چرا كه تو شفا دهنده هستی و هیچ شفایی، بجز شفای تو وجود ندارد»».
