وابستگی
رودخانه ها بدون نقشه و راهنما به اقيانوس مي روند. استاد يا راهنما شما را به اقيانوس نمي رساند.
استاد شما را آگاه نگاه مي دارد تا در ميانه راه، سرگرم موارد غير ضروري نشويد؛ زيرا هزار و يك موقعيت جذاب و فريب دهنده در راه وجود دارد كه ممكن است منحرفتان سازد.
رودخانه حركت مي كند، در راه به درختي زيبا بر مي خورد، از زيبايي درخت لذت مي برد، آنرا تحسين مي كند و دوباره به راهش ادامه مي دهد.
رودخانه به درخت نمي چسبد؛ زيرا در اينصورت، حركتش متوقف مي گردد.
به كوهي زيبا مي رسد؛ به خاطر لذت گذر از چنين كوه زيبايي، سپاسگزاري مي كند و به راهش ادامه مي دهد.
رودخانه همينطور به راهش ادامه مي دهد...
مشكل انسان اين است كه وقتي درختي زيبا مي بيند، دوست دارد خانه اش را همانجا بسازد و آنجا زندگي كند...
استاد بارها و بارها به يادتان مي آورد كه به هيچ چيز نچسبيد و وابسته نشويد، نه اينكه از زندگي لذت نبريد.
در واقع با چسبيدن و وابسته شدن، نمي توانيد لذتي ببريد.
لذت واقعي ازعدم وابستگي ناشي مي شود.

هیچ چیز و هیچ کس
از این دنیا به عنوان یک کاروانسرا استفاده کنید.
در آن خانه نسازید.
مطمئناً باید از آن استفاده کنید،
ولی مراقب باشید مورد استفادهاش قرار نگیرید.
لذت واقعی را در زندگی کسانی میبرند که
به هیچ چیز و هیچکس وابسته نیستند
و مالک نمیشوند.
از همه چیز استفاده میکنند،
اما مورد استفاده چیزی قرار نمیگیرند.
این شیوه زندگی انسانهای باهوش و زیرک است.
مالک هر چیزی بودن بیمعناست؛
احمقانه است.
چون هر لحظه ممکن است مرگ به سراغتان بیاید و آن همیشه در راه است.
در هر لحظه ممکن است به در ضربه بزند و شما ناگزیر خواهید بود که چیزها را همانگونه که هست باقی گذاشته و جهان را ترک کنید.
اگر ایستاده باشید به شما فرصت نشستن نخواهد داد.
و همیشه در میان کارها مجبور میشوید که از این دنیا بروید، زیرا هیچکس نمیتواند چیزی را در زندگی کامل کند.

قانون دارما
هنگامی که استعداد بیهمتای خود را به خدمت به دیگران میآمیزیم، وجد و استعلای جان خویش را تجربه میکنیم که هدف غائی همه هدفهاست.
و راه آن اینست: کشف ضمیر برتر، تهیه فهرست استعدادهای بیهمتای خود و خدمت به دیگران.
هر یک از ما اینجاییم تا ضمیر راستین خویش را کشف کنیم
و خودمان دریابیم که ضمیر راستین ما معنوی است و اساساً موجوداتی معنوی هستیم که در قالب جسمانی متجلی شدهایم.
باید خودمان دریابیم که خدای درونمان میخواهد زاییده شود
تا بتوانیم الوهیت وجودمان را بیان و عیان کنیم.
از خود بپرسید چگونه میتوانید به بشریت خدمت کنید؟
و از خود بپرسید که چه استعدادهای یکتائی دارید؟
زیرا استعداد بیهمتائی دارید که هیچکس صاحب آن نیست، و برای بیان آن استعداد شیوه بیان بیهمتائی دارید که هیچ کس دیگر قادر نیست همانند شما عمل نماید.











