رسم زیبای شارو
سال هاست که زندگی روی نصف النهار حادثه و گسل های جوان نامرادی ، ما را جوری مشغول خودش کرده که انگار ، فردا آخر دنیاست .
زندگی مان با پریشانی و ناامیدی قرین شده و آنقدر اندوه را بزرگ کرده ایم که دیگر چشمی برای نگاه به خوشبختی های کوچک نداریم .
شاید زندگی همین کارهای کوچک دم دستی است که فراموشش کرده ایم و در پیله ای دل مشغولی هایمان مرده ایم و امید پرواز پروانه ای نیست .
اول خودم را می گویم که سال هاست قلمم به نوشتن سوگ ها عادت کرده است و باید بگردیم دنبال کارهایی که رد امیدواری است .
دیروز ، برای من یک روز خوب بود و وقتی برای دوستی دور تعریف می کردم که در منطقه ی ما ، رسمی به نام " شارو " داریم که صاحبان باغ و زمین ؛ بعد از برداشت محصول فصل ، در باغ را باز می گذارند تا تهیدستان و فقیران ، میوه های جامانده و محصول شلخته برداشت شده را برای خود بردارند و بچینند .
البته این شلختگی در درو و برداشت محصول هم ، عمدی است و بزرگواران صاحب باغ و زمین ، با سخاوت ؛ سهم دیگران را جا می گذراند و نوبت به " شارو " می رسد که هنوز هم میان جوانمردان مرسوم است و تعریف این مورد برای دوست مهربانم ، چنان به وجدش آورد که از من خواست این را بنویسم .
برای هدیه ی سبد غذایی که ما وکالت آن را بعهده داشتیم به شهرک ( دره دراز ) رفتیم و کنار اقلام اساسی ، سیب زمینی هم برده بودیم که هیچکدام از آن هایی که پک را برایشان برده بودیم ؛ سیب زمینی و پیاز را قبول نکرد و با خنده می گفتند که : به اندازه ی کافی " شارو " کرده ایم
و این ما را کمی دلگرم می کرد که در باغ ها هنوز باز است و مردم رحم بر فقیر را از یاد نبرده اند .
جالب این که یکی از آن ها ، یک نایلون بزرگ پیاز به من هدیه کرد و نتوانستم دلش را بشکنم و آن را با کمال میل قبول کردم .
یادمان بماند این رسم های خوب و زیبا را باید گرامی و پاس داشت .
هنوز با چنین کارهایی می شود در سخت سال تنگدستی ؛ جایی برای کرامت فقیران باز گذاشت .
رسم " شارو " را نمیرانیم .
کتایون محمودی
آذر نود و نه
