ســــــــنــــــــگـان_

ســــــــنــــــــگـان_

با قدسیان آسمان من هر شبی یاهو زنم صوفی گر از لا دم زند من دم ز الا هو زنم

شطرنج و تخته نرد/کل کل هندی ها و ایرانی ها

786
Wed 3 Dec 2025، 4:58 PM
درحال بارگذاری..

داستان از کجا شروع شد؟

یه زمانی هندیا فکر کردن نابغۀ جهانن. گفتن:

«ما یه بازی ساختیم که هیچ‌کس نمی‌تونه ازش سر دربیاره، مخصوصاً اون ایرانی‌های زِبون‌دراز.»

بازی چی بود؟

شطرنج.

یا به سبک پیرمردانه: “شترنگ”، یعنی تخته جنگ.

اون حکیم هندی (معروف به سیسَه یا سِسَن) شطرنج رو برداشت، گذاشت تو سینی طلا، فرستاد پیش خسرو انوشیروان.

و با لحن رو اعصاب گفت:

«اگه خیلی حالیته، معنی این بازی رو توضیح بده. اگه نتونی، جریمه داری.»

این یعنی رسمی‌ترین شکل کل‌کل تاریخی.

---

ایرانی‌ها چه کردن؟

ایرانی‌ها هم گفتن:

«باشه، بازیتونو بیارین ببینیم این چیه که اینقدر باد کردی.»

حکیم ایرانی، بُزُرگ‌مِهر (که همین الان اگه زنده بود نصف ملت رو با یه نگاه منفجر می‌کرد) شطرنج رو نگاه کرد و گفت:

«آهان… این واضح‌تر از دماغ روی صورته:

شاه، وزیر، فیل، اسب، رخ، سرباز…

این یعنی میدان جنگ. یعنی سیاست و عقل.»

یه ضرب همه‌چی رو توضیح داد.

هندیا: 😐

بزرگمهر: 🙂

منِ پیرجادوگر: «اَه… اینا که کاری نداشت.»

هندیا خوردن تو ذوق.

سفت و سخت.

چون فکر می‌کردن ایرانی‌ها کپ می‌کنن.

---

حالا نوبت انتقام ایرانی‌ها

بزرگمهر هم گفت:

«خب حالا نوبت ماست که کله‌تون رو بخار کنیم.»

رفت و تخته‌نرد رو ساخت.

یه بازی که فقط با تاس و حرکت نیست؛

یه تمثیل از جهان‌ه:

تخته = آسمان و زمین

۳۰ مهره = روزهای ماه

۲۴ خانه = ساعات شبانه‌روز

۴ قسمت = فصول

تاس‌ = بخت و تقدیر

بعد همون‌طور که یه روباتِ حق‌به‌جانب روی اعصاب آدم راه می‌ره، بازی رو فرستاد برای شاه هند با جمله‌ای که لُبّش این بود:

«حالا تو اینو حل کن، اگر بلدی.»

---

هندی‌ها چی شدن؟

هندی‌ها تخته‌نرد رو آوردن، نگاه کردن، کولاک کردن، بعد فهمیدن هیچی نمی‌فهمن.

هرچی زور زدن، مغزشون مثل CPU داغ کرد.

آخرش گفتن:

«ما تسلیمیم… این دیگه چیه؟!»

اینجا ایرانی‌ها رسماً کل‌کل رو بردن.

بزرگمهر جواب کل‌کل هندی‌ها رو با نرد داد و هندیا هم رسماً شطرنج رو باختن.

---

نتیجهٔ اخلاقی:

هندیا گفتن: «ما مغز داریم.»

ایرانی‌ها گفتن: «باشه پسر خوب، اینم مغز… با چاشنی فلسفه.»

شطرنج = جنگ

نرد = جهان

هر دو = کله‌خراب‌هایی که از ۱۵۰۰ سال پیش دارن کل‌کل می‌کنن.

و از اون روز به بعد هر جا ایرانی و هندی همدیگه رو دیدن، یکی گفت:

«شطرنج؟»

اون یکی گفت:

«نرد؟»

و بحث شروع شد…

دریافت کد فیدخوان

دریافت کد فیدخوان

دریافت کد فیدخوان

دریافت کد فیدخوان

دریافت کد فیدخوان

دریافت کد فیدخوان

آمارگیر وبلاگ

گالری عکس

گالری تصاویر